تبلیغات
خاطرات دخترک14ساله - #2

#2

دوشنبه 5 مهر 1395 07:58 ب.ظ

نویسنده: Fαтεмε


سلام رفقا

چطورین؟؟

مدرسه خوش میگذره؟؟

خب اول یه چندتا موضوع جدیدو میگم بعد خاطرات مدرسه

اول اینکه رفتم پلنر رنگی رنگی گرفتم

دومم میکروسکوپ بابامو کش رفتم

حالا خاطرات مدرسه

آقا ما مدرسمون عوض شده یه مدرسه بزرگو خوب که خیرین ساختن

از مانتومون حرف نمیزنم کلا این موضوعو بیخیال

لازم به ذکر است من با سرویس میرم و میام

خب صبح روز اول بود من با ذوق و شوق بیدار شدم کارامو کردم و آماده سرویس که یه خانم بود

چندتا چیزو میدونستم که با یکی از بچه های دوران دبستان و یه هشتمی به همراه یه هفتمی تو سرویس بودیم و دوم دوست صمیمیم کربلا بود نمیمد

سوار سرویس شدیم ما قرار شد با اون 3 تا دوستم دم آبخوری باشیم هرچی گشتم آبخوری پیدا نکردم که دوستمو دیدم و بغل و اینا بعد اون یکی غزل بعدم مینا که بهم یه کادوی خوشگلم داد

رفتیم سر کلاس ما 23 نفریم ما هم تو یه ردیف 4 نیمکتی نشستیم ردیف آخر لازم به ذکر است ما نمیکت های یه نفره داریم

راستی یادم رفت بگم مابا دبیرستانی ها یه جاهستیم

زنگ اولمون 10 دیقه بود اونم فیزیک که معلم پارسال بود هیچیم درس نداد

زنگ دوم دینی معلم جدید یه درسم داد

زنگ سوم شیمی معلم پارسال که فقط نصیحت کرد و امتحان گذاشت

زنگ چهارمم ورزش که به دلیل تازه ساخت بودن مدرسه و نبود امکانات فقط فک زدیم

این از روز اول

روز دوم

دوستم اومدو کلی بغلم کرد و کلی خاطره گفتیم

بعدم اومد پیشمون نشست

زنگ اول زیست که یه معلم عالی بود و برای هفته بعد امتحان گذاشت(معلم جدید)

زنگ دو معلم پارسال درس قرآن که درس دادو پرسید

زنگ سوم معلم اجتماعی معلم جدید که درس داد و گفت جلسه بعد می پرسه

زنگ آخر کاروفناوری که سرمونو خورد

بعدم اتفاق خاصی نیوفتاد

کلا مختصر حرف میزنم

تا خاطرات دل نشین بعدی بدرود



دیدگاه : :))
آخرین ویرایش: دوشنبه 2 مرداد 1396 03:33 ب.ظ



]]]