تبلیغات
خاطرات دخترک14ساله - #9

#9

سه شنبه 31 مرداد 1396 02:05 ب.ظ

نویسنده: Fαтεмε
موضوع: خاطره:| ? کتاب:|| ? فیلم:||| ?
:))

سلااااااااااااااااااام
بعد از سالها برگشتم
ینی انقد خاطره دارم نمیدونم از کجاش بگم
خب از مسافرت شروع میکنم
مسافرت به شماااال
هوووورا
خیلی خوش گذشت جاتون حساابی خالی
راسی چون خاطراتم زیاده برین ادامه
خب سلام
پنج شنبه ساعت 2 شب راه افتادیم
در واقع جمعه
ساعت 11 و 12 ظهر بود رسیدیم
منم که کلا خواب بودم
خلاصه رفتیم تو خونه و وسایلمونو گذاشتیم
رفتیم ساحل
کلی حال کردیمو اینا بعد ما اونجا یه آشنا داریم
مامان بابام کلا 24 ساعته تو دفترش بودن
منم از فرصت استفاده کردمو بعد از سالها رفتم تاب بازی یه حالی داد که نگو
شبشم همه از خستگی غش کردیم
صبح بیدار شدیم(در واقع ظهر)دوباره رفتیم ساحل
و دوباره همون کارهای همیشگی
خداروشکر فرداش رفتیم بازار
منم کلی چیز خریدم
کفش و کیف آل استار
من میمیرم برا آل استااار
دو تا جعبه
یه ادکلن
همینا دیگ
فرداش رفتیم نوشهر یه تابی خوردیمو یه ناهارم خوردیم و برگشتیم
اینو یادم رفت بگم
ما چالوس بودیم
هیچی بقیه روزا به همین روال گذشت تا پنج شنبه راه افتادیم
کلا یه هفته
مامانم که سعی خودشو کرد مسافرتو 10 روزش کنه
اما بابام اصن راضی نشد
ظهرش راه افتادیم
ناهار خوردیم و مسافرت به پایان رسید
حالا ساعت 2 و3 یه پلیسه ای تو راه اصفهان کاشون
جلومونو گرفت
گفت چرا من کمربند نبستم
منم خواااب
سه پیچ شده بود چرا نصفه شب راه افتادین
یکی نبود بهش بگه به توچه
والااااا
خلاصه ساعت 3 خسته و کوفته رسیدیم و گرفتیم تا ظهههر خوابیدیم
جمعش به مرتب کردنو اینا گذشت و شنبه از راه رسید
و من شروع به درس خوندن کردم
خرخونم خودتونین
و بسته من هنووز نرسیده بود
بسته رنگی رنگی منظورمه
شنبه درسامو خوندم اتاقمم مرتب شده بود رفتم سراغ پرسی جکسون
ینی فیلمشو بر چ مبنایی ساختن
اصن شکل کتابش نبود اصلااااا
و اما خبر باحال
رفتم تو پاترمور عضو شدم
:))
تست گروهبندی دادم
رفتم تو ریونکلاو

هوووورا
جوون جوون
دومین تستم انتخاب پاترونوس بود
که شد گورکن
:))
بعدشم چوب جادوییم
:))
ایناهاش
خییلی خفنه
و یکشنبه من بالاخره من شرور3 رو دیدم
وای خیلی ناز بود
مخصوصا اونجاش که گرو در مورد موهای داداشش حرف میزد
اصن دلم افتضاح براش سوخت
:))
و صاف بعد از دانلود من اینترنت به فنا رفت
فنا رفتن اینترنت همانا متهم شدن من همانا
و امروز
بالاخره
بسته ی من
رسیییییییییید
بعد صد سال
اییییول
راسی فردا جشن دارین
چووووووووووووووون
تولدمه
همینا دیگه خیلی حرف زدم
نخود نخود هرکه رود خانه ی خود
اودافظ



دیدگاه : باب افسنجی:)))
آخرین ویرایش: سه شنبه 31 مرداد 1396 02:49 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30
]]]